آریستا

آریستا جان تا این لحظه 7 سال و 1 ماه و 4 روز سن دارد

کلمات خنده دار سامیار

سامیار خیلی بامزه حرف می زنه 

مثلا به اتوبوس میگه ابوتوس

مستقیم ... مسقتیم

تابلو‌.‌ .....تابوت

بادکنک..... بوبواک

باب اسفنجی..... بوفنگی

آدامس..... یه یه 

شکلات ..... اشولات

چیپس.... چیسپ

مامان جون.... مانجون البته روزهای اول بیشتر شبیه بادمجون می گفت

تاریخ : 14 آبان 1396 - 02:29 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 10 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

روز اول مدرسه آریستا خوشحال

روز اول مدرسه آریستا خوشحال


تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:44 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 16 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

سام ناراحت از مدرسه نرفتن

سام ناراحت از مدرسه نرفتن


تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:44 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 13 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

دندون هفت سالگی آریستا هم افتاد

دندون هفت سالگی آریستا هم افتاد


تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:42 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 15 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

تولد سه سالگی سام

تولد سه سالگی سام

تولد گل پسرم . که تازه امسال متوجه شد تولد چیه . حالا هی میگه تولد سامپ بگیریم
تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:40 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 10 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

جشن قرآن

جشن قرآن

جشن قران
تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:39 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 14 | موضوع : فتو بلاگ | نظر بدهید

دختر مدرسه ای من

دخترم از اول مهر مدرسه ای شده و دیگه می ره کلاس اول

سامیار هم خیلی بهانه می گرفت روزهای اول و می گفت آریستا کو‌ منم می رم مدرسه 

اما الان بهتر شده

خدا رو شکر آریستا تا الان به درس و مشق علاقه داشته و منو اذیت نکرده

کلاس اول شدن خیلی دنگ و فنگ داره . هی باید با بچه ها کار کرد. هر روز گرفتار درس و مشق آریستا هستم.

دو بار سرویس عوض کردیم چون خیلی استرس داشت. روز اول که سرویسش دیر کرده بود و کلی گریه کرده بود‌ بعدشم ‌ آخه راننده های سرویس بهش گفته بودن بیای بیرون و من پیدا کن. همش می گفت بیا بگو داخل مدرسه منتظرم باشن. آخرشم مجبور شدم یه ون که می یومد دنبال دختر همسایه . با رانندش صحبت کردم و آریستا با ون می ره و می یاد و حالا خیلی خوشحاله از سرویسش و میگه دیگه استرس ندارم‌

خدا رو شکر الان خیلی راحت شده .

ولی چیزی که بیشتر اذیتم می کنه اینه که از روز اول مریض شده الان یک ماه سرماخوردگی تو خونمون مهمونه. هی نوبتی جاشو عوض می کنه. الانم سامیار سرمای بدی خورده و سرفه های بدی می کنه

تاریخ : 12 آبان 1396 - 21:30 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 9 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

حرف زدن پسرم

گل پسرم حرف زدنش بهتر شده الان دیگه جمله میگه ولی به زبون خودش 


تاریخ : 11 تیر 1396 - 00:40 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 36 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

دختر کلاس اولی من

انگار همین دیروز بود دنیا اومدی گل دخترم . حالا واسه خودت خانمی شدی .باید بری مدرسه . چشم به هم بزارم می ری دانشگاه . خدا همیشه به همراهت باشه . خدایا مواظب خوشگل من باش


تاریخ : 11 تیر 1396 - 00:36 | توسط : مامان آریستا و سامیار | بازدید : 35 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید